تبلیغات
مدیریت ورزش - دیدگاههای "پیتر دراكر" در حوزه مدیریت
 
جدید ترین مقالات ورزشی

دیدگاههای "پیتر دراكر" در حوزه مدیریت

نوشته شده توسط :
شنبه 3 مرداد 1388-03:16 ب.ظ

پیتر فردیناند دراكر یكی از برجسته ترین نویسندگان و متفكران رشته مدیریت ، در سده حاضر است . مطالعات او گستره وسیعی ازمطالب سیاسی واقتصادی را دربرمی گیرد، اماآنچه باعث معروف شدن او شد، نوشته های اودر زمینه مدیریت است . او "مدیریت برمبنای اهداف " را بنیان نهاد.
توضیحات دراكر را می توان به عنوان بهترین تاكید بر مسئله روابط انسانی در مدیریت مطرح كرد. او نقش اساسی برای شركتهای تجاری درجوامع نوین قائل است و مدیر را در مركز این شركت قرار می دهد و پویش و كنترل را وظیفه وی می داند. مدیر سازمان را برای دستیابی به اهداف اقتصادی و بنابراین برای رسیدن به یك جامعه بهتر، هدایت می كند. دراكر، به عنوان یك فیلسوف دوراندیش شناخته شده است . اوهمچنین نویسنده ای تواناست كه بخش اعظم موفقیت او را ناشی از نثر روان و توانایی او درتسخیر اذهان مخاطبان خود می دانند. او، به دلیل ارائه عقاید خود در حوزه مدیریت ، بخصوص درزمینه مدیریت قابل انتقال ، مورد انتقاد قرار گرفته است ، اما دیدگاه او در مورد مدیریت در سراسرجهان موردقبول است .
پیش از جنگ جهانی دوم ، مدیریت درایالات متحده با اصولی كه توسط فردریك وتیلور و هنری فورد، كه دیدگاهی علمی به مدیریت داشتند شناخته می شد. دراكر به جای این دیدگاه علمی نسبت به مدیریت ، یك دیدفلسفی مبتنی بر روابط انسانی داشت ، او به جای تجزیه وتحلیل هریك از وظایف به صورت جزءبه جزء به اصول كلی مدیریت كه وظایف مدیریتی را مشخص می كنند، توجه كرد.
دراكر، با تاكید بر این وظایف و ترجیح محصول بر عملكرد، موضوع مدیریت برمبنای اهداف را پایه گذاری كرد. در دیدگاه او فرایندمدیریت چندان موردتوجه قرار نمی گیرد ودرعوض تاكید او بر این است كه مدیران بایداهداف خود را مشخص كرده آنگاه درجهت آنهاعمل كنند.
مدیر، عنصری كلیدی در كسب وكار است كه نقش اساسی را در تركیب منابع مختلف بایكدیگر و تولید محصول بازی می كند. گرچه اودر بعضی موارد، از مدیر به عنوان یكی ازاصلی ترین منابع انسانی در فعالیتهای اقتصادی یاد می كند ولی روشن است كه مدیریت تنهابه عنوان عامل تغییر منابع نیست . "مدیر، عامل پویایی و عنصر حیات بخش در هر بنگاهی است .بدون رهبری مدیر، منابع تولید به همان صورت باقی خواهندماند و هیچگاه تبدیل به محصول نخواهند شد".
او به درستی زمانی را پیش بینی كرده است كه ماشینهای خودكار جایگزین كارگران خواهندشد. اما مدیران همچنان باقی خواهندماند و به این ترتیب در آینده تمام كارمندان به مدیران تبدیل می شوند و ما از جامعه كارگری به جامعه مدیریتی گام خواهیم نهاد.

به علاوه در تجهیز منابع و تولید محصول ،نقش مدیر، كنترل و هدایت منابع است . دردیدگاه دراكر این نقش زمینه ساز اصلی است :یعنی "نیروهای اقتصادی ، محدوده آنچه را كه مدیر می تواند انجام دهد، مشخص می كنند. این نیروها فرصتهایی را برای فعالیت مدیران فراهم می كنند. اما نمی توانند امور یك بنگاه را دیكته كنند". دراكر، علاوه بر موفقیت شركت ،مسئولیت ایجاد بازارها را نیز برعهده مدیران گذاشته است .
او می گوید: "تنها یك هدف باارزش تعریف شده برای هر بنگاهی وجود دارد: یعنی "ایجادمشتری ". و بازارها را بلكه كسانی به وجودآورده اند كه بنگاههای اقتصادی را اداره می كنند.خواست یك بنگاه ، رضایت مشتریان است ، امااین خواست ، تا هنگامی كه آن را به مرحله اجرادرآورند، به صورت یك خواست بالقوه باقی خواهدماند. تنها در آن هنگام است كه مامصرف كنندگانی خواهیم داشت و بازار به وجودخواهدآمد".
بنابراین وظایف مدیران از تدارك نیروی كارو منابع تولید، به تولید محصول و از توسعه بازارها به فروش محصول در این بازارها، تغییرپیدا می كند"بازاریابی ". این بعد مدیریتی است كه به بنگاههای اقتصادی قدرت و استحكام می بخشد.
مدیر باید باتلاش خود در زمینه تولیدمحصولاتی كه ارزشی بیش از منابع مصرف شده دارند، بر ارزش منابع مزبور بیفزاید. توجه به این مطلب ، دیدگاه دراكر را از دیدگاه مدیریت علمی جدا می كند. درعوض ، دراكر بر ركن خلاقی تاكیدمی ورزد كه در آن مدیران به كارآمدترین شیوه ،منابع را به كار می گیرند تا به اهداف اقتصادی شركت دست یابند. با این استدلالها می توان برداشت كرد كه تمام فعالیتهای یك شركت درقالب یك مدیر، متجلی خواهدشد. دراكر تا این حد پیش نمی رود كه مدیران را تنها عامل اجرای اعمال یك بنگاه بداند، اما پیوسته بر نقش مهم آنها، تاكید می ورزد. او می گوید: "یك بنگاه به خودی خود هیچ نیست ، بلكه تنها مدیر آن است كه تصمیم گیری می كند و تصمیمات را به اجرادرمی آورد".
در دیدگاه دراكر، تمام بنگاهها برای دستیابی به یك هدف خاص وجود دارند، برای شركت تجاری ، این یك هدف اقتصادی است . در این نوع شركت ، مدیر سه وظیفه عمده برعهده دارد:1 - به ثمر رساندن فعالیتهای اقتصادی 2 - انجام كارهایی كه بتواند به موفقیت كاركرد اقتصادی شركت كمك كند و 3 - اداره آثار اجتماعی فعالیتهای سازمان ، بر محیطی كه در آن فعالیت می كند. دراكر، اگرچه نقش رهبری را خاطرنشان كرده است ، ولی تمایلی به این ندارد كه وظیفه مدیریت را به مثابه رهبری تعریف كند. به جای آن ، او از واژه مسئولیت استفاده می كند، یعنی مدیران مسئول فعالیتهای خود و كارمندان خودهستند. به این ترتیب ، مدیریت یك وظیفه است نه یك قدرت . دراكر بر این باور است كه ،مدیرانی كه در راس هستند، از درك كارگرانی كه تحت نظارت آنها قرار دارند، پرهیز می كنند.
در دیدگاه او مدیران به عنوان محور سازمان هستند و بقیه عوامل - كارگران ، منابع ، بازارها ومحیط - گرد این محور می چرخند.
نكته اساسی در آثار دراكر عبارت است ازضرورت توجه مدیران به آثار اجتماعی فعالیتهای آنها و شركتهایشان بر محیط اطراف .مدیران باید در رده بالاتری از فن سالاران باشند وباید وجوه اجتماعی را در كار خود درنظر بگیرند.هرچه اندازه بنگاه آنها بزرگتر باشد، آثار اجتماعی آن گسترده تر است و ضرورت بیشتری برای درنظرگرفتن آثار اجتماعی مزبور احساس می شود. "دركل ، تقاضا برای مسئولیت اجتماعی ، بهای موفقیت است ". همانطور كه تارانت می نویسد: "دراكر هرگز هدف كالاهای عمومی كه در سازمان به طور عام و در بنگاه اقتصادی به طور خاص نهفته است ، را فراموش نمی كند. بنگاهها نه تنها باید توسط قوانین قاطع و انعطاف ناپذیر اداره شوند، بلكه برای انطباق آنها با جامعه صنعتی ، وجود دیدگاهی فلسفی نیزضرورت پیدا می كند".
در فلسفه دراكر 91 ساله ، هدف نهایی یك بنگاه ، آفرینش منافع اجتماعی است . سازمان درجهت تبدیل توان بشر به محصول قرارمی گیرد و به این ترتیب "قوای فردی ، منافع اجتماعی را پدید می آورند". این باور، جوهرتمام فلسفه دراكر درباره مدیریت را تشكیل می دهد.
دراكر، بیان می كند كه دو كاركرد اساسی برای مدیریت وجود دارد كه عبارتند از: نوآوری وبازاریابی . او توجه كمتری به بازاریابی دارد ولی نیاز به درك ومدیریت نوآوریها از موضوعهای ثابت در بیشتر كتابهای اخیر اوست . او به شدت بنگاههایی كه عقیده دارند "نوآوری انگیزه است و كارآفرینی شانس می خواهد" را موردانتقاد قرارمی دهد و بر این باور است كه نوآوری موضوعی است كه باید آموزش داده شود. او می گوید،نوآوری اولین كاركرد مدیریت است و تاكید داردكه مدیران باید بر تكنولوژی تكیه كنند. یكی ازمسایلی كه اغلب از او نقل قول می شود این است كه می گوید: "كامپیوتر ابله است ". اوتكنولوژی را ابزاری برای نوآوری می انگارد و نه به عنوان جانشینی برای آن .

آثار عمده پیتر دراكر عبارتند از:
- پایان انسان اقتصادی "1936"
- آینده انسان صنعتی "1942"
- مفهوم شركت "1946"
- عمل مدیریت "1954"
- مدیریت برای نتیجه "1964"
- مدیراجرایی قوی "1967"
- مردم و عملكرد "1974"
- مدیریت : وظایف ، مسئولیتها و ایمان "1974"
- انقلاب نامرئی "1976"
- ماجراجوئیهای یك تماشاچی "1981"
- به سوی اقتصاد بعدی "1981"
- نوآوری و كارآفرینی "1985"
- مرزهای مدیریت "1987"





نظرات() 


manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:42 ق.ظ
I've read several good stuff here. Certainly value bookmarking for
revisiting. I surprise how much effort you put to make this type of great informative web site.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:17 ب.ظ
It's not my first time to go to see this web site, i am browsing this site
dailly and take pleasant data from here all the time.
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:58 ق.ظ
bookmarked!!, I really like your website!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 03:27 ق.ظ
Hello! I know this is kind of off topic but I was wondering
if you knew where I could locate a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having trouble finding one?
Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox